تبليغاتX
مهتاب

مهتاب

به نام او که به من آموخت دوست داشته باشم کسانی را که دوستم دارند و بگذرم از کسانی که از من می گذرند

دانلود آهنگهای حمید

salam

omidvaram ke hale shoma khob bashe man baratoon emrooz

 album jadid az hamid daram ke omidvaram khoshetoon biyad

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 1:12  توسط مریم و حامد  | 

از عشق مردن....

 
از عشق مردن....
 
 
اگر می بینی که زنده ام ، نفس می کشم ، تنها به خاطر وجود تو است...
 
اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه
 
 در دل دارد ، تنها به امید بودن تو است....
 
اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ، فقط
 
به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است....
 
اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور
 
 دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد !

اگر دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست بدان
 
 که از عشق تو مرده ام
 
آری از عشق تو مرده ام عزیزم....
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 0:47  توسط مریم و حامد  | 

به نام خدایی که دوستش دارم

Hosted by
 FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
---------------------------------------------------------------------------------- 
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
----------------------------------------------------------------------------------
گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .
 
گفتم:کجا ؟
 
گفت : رو قلبت .
 
گفتم مگه می تونی ؟
 
گفت : آره سخت نیست ، آسونه.
 
گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.
 
یه خنجر برداشت .
 
گفتم این چیه ؟
 
گفت : هیسسسسس.
 
ساکت شدم .
 
گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی .
 
خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت .
 
دوست دارم دیوونه.
 
 
اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم .
 
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.
 
دوست دارم دیوونه .
 
----------------------------------------------------------------------------------
میگن هر چی تو آفتاب بمونه رنگش می پره.......منم مدتیه قلبمو گذاشتم تو
 
 آفتاب تا سیاهی هاش بپره
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
آن عشق که دیده گریه آموخت ازو
 
دل در غم او نشست و جان سوخت ازو
 
امروز نگاه کن که جان و دلِ من
 
جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 23:49  توسط مریم و حامد  | 

به دل نگير اگر دلم گرفت

به دل نگير اگر دلم گرفت
 
 
من دلم مي گيرد
 
كاغذي هست و قلم
 
و دلي پر شِكوه
  
...
 
باز آن حس ندانسته ي خوب
 
- شايد عشق !‌-
سينه ام را بوسيد
 
 
باز خوابيد به ناز
 
  تابش يك خورشيد !‌
 
            باز چشمي كه به تاريكي من مي خنديد
 
 
 
 دورتر مي شد ، دور  
 
باز او خواهد رفت
 
باز من خواهم ماند
 
كاغذي هست و قلم
 
  و دلي از غم ، پُر
 
...
 
من دلم مي گيرد
 
 نفسي هست و نفس پر تَر از آن ،
 
 شور چشم تو براي سفري بي برگشت
 
نفسم مي ميرد
 
درد سختيت ،  
 
از آن سوزان تر :
 
 
درد بي دردي من !
 
...
 
كاغذي هست ، ولي
 
 
قلم از شدت تنهایی خود،مي شكند ،
 
من دلم مي گيرد
 
 
 
 
 
سینه ام مي سوزد ،
 
تاب من ، مي سازد
 
- بغض من مي ترسد ! -
 
حال و روز  دل من
 
سخت تر مي گیرد ...
 
دلم گرفته
 
 
به دل نگير
 
اين روزها با هر بهانه ي كوچك
 
 زود بهم مي ريزم
 
 
و با هر بهانه ي كوچك تر
 
 
 از كوره در مي روم
 
مثل هميشه ، پژمرده كه مي شوم
 
 چشم هايم مي تركد از خنده
 
 
شب تا گاه صبح بيدارم به تماشاي شب
 
صبح تا ظهر در خوابم به تمناي خواب !
 
 
با جيغ گربه اي ، از خواب مي پرم
 
 
  بر مي خيزم با شتاب ، از شب .
 
 در دل یار غمی است غمه دوریه دلدار
 
 
ظهر تا عصر ، عابر پياده مي شوم
 
غروب تا شب ، غريب خانه ام !
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 1:3  توسط مریم و حامد  | 

توی چشمات...

 

توی ِ چشمات يه نگاهه ؛ تو نگاهت يه پناهه
 
                                         که واسه اين دل عاشق ؛ ديدنيهای
ِ گناهه
 
تو سراشيبی جاده ؛ توی پيچ يه نگاهت
 
                                       جايی که سر به هوايی ؛ آخر ِ قصه راهه
 
منه بی هواس ساده ؛ پرغرور بی مهابا
 
                                        خيره خيره می دويدم؛ توی ِ چشمی که سياهه
 
ديگه ويرون شدم اما ؛ تو سرابی که تو بودی
 
                                       توی ِ راهی که تو پيچش ؛ عکس نازه يه نگاهه
 
حال مينويسم اينجا ؛ اسمتو تو پيچ کاغذ
 

                                      می کشم تو هر ترانه ؛ عکس چشمی که تو راهه

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 1:1  توسط مریم و حامد  | 

اگر....

 
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه
 
ساختند سوختند !!
 
 
 
خواب آب مي ديدم ... دريا نبودم ... ولي با آن آب زلال اميد به دريا شدن داشتم ..

بستر خشکم را قطره قطره پر از زندگي کرد .. سعي کردم هيچ قطره اي از او را به هدر
 
ندهم ...

با تمام وجود خواستمش ...

غافل از اينکه روزي مسير آبش را عوض مي کند ...

بدون اينکه تمايل داشته باشد شاخه اي از شاهراه زندگي را به من ببخشد ...

بدون اينکه فکر کند شايد بار آخري باشد که اين راه زنده شده و شايد خشک گردد ...

شايد براي تجربه ي دوباره پر شدن فرصتي نداشته باشد ...

شايد اين بار به جاي آب . خاک مهمان دستهايم شود و شايد سيلابي بزرگ نابودم کند ....

و شايد حتي ارزش نابودي هم نداشته باشم و حتي خاک هم از من بهراسد .

شايد آن سنگ ها که بر تنم کوبيد ...

سنگ هايي که خودش برايم صيقل داد تا لطفي کند ..

براي اين بود که مرا از خود برنجاند تا از رفتنش و از جدايي اش غم نخورم ...

ولي سنگ هايش را در آغوش گرفتم و هر نگاهي به تک تک سنگ ها مرا به ياد روزهاي
 
طلايي اميدواري مي اندازد ....

هنوزهم اميدوارم ...

او مي رود تا با ديگري برود

و من در بستر خود . به دنبال قطرات لطيف گمشده ي زندگي خويشم .....

چه کسي من را محکوم به خشکي کرد ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 0:34  توسط مریم و حامد  | 

پیکان

پسرا شب که میشه با یاد پیکان می خوابن

باباها با یاد پیکان جوانان می خوابن

چراغ خوشگلتو« بنز» و «بی ام و» ندارن

حتی تو سرعت و قدرت پیش تو کم میارن

موتور و ترمز و گازت منو حیرون می کنه
 
سپر و فرمون نازت منو حیرون می کنه

آینه های بغلت توپه ، چراغت خفنه
 
 

موکتت اند کلاسه ، تیریپت عشق منه

اگه پیشم نباشی آفتاب و بارون می خورم

مسافر می کشم و از بغلت نون می خورم

اگزوزت بوی گل و ادکلن و پونه داره

اتاقت محکمه و حالت مردونه داره

من و تو ، فاطمه و محسن و مرجان و عیال

می شینیم و میبری ما رو تا دریای شمال

پیش تو جاده های یخ زده معنی نداره

یخ جاده پیش لاستیک های تو کم میاره

الهی رنگ و لعابت همیشه تازه باشه

روغن و بنزین وآبت خوب و اندازه با
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 0:54  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها ....

 
 
 
 
روزي که ما  کبوترهاي ِمان را پيداشد
 
و مهرباني دست ِ زيبائي را گرفت.
 
روزي که کم‌ترين سرود
 
بوسه بود
 
و هر انسان
 
براي ِ هر انسان
 
برادري‌ست.
 
 
روزي که ديگر درهاي ِ خانه‌شان را نمي‌بندی
 
قفل
 
افسانه‌ئي‌ست
 
و قلب
 
براي ِ زند‌گي بس است.
 
روزي که معناي ِ هر سخن دوست‌داشتن تو است
 
روزي که آهنگ ِ هر حرف، زنده‌گي‌ست
 
تا من به خاطر ِ آخرين شعر رنج ِ جُست‌وجوي ِ قافيه نبرم
 
 
 
روزي که هر لب ترانه‌ئي‌ست
 
تا کم‌ترين سرود، بوسه باشد.
 
روزي که تو بيائي، براي ِ هميشه بيائي
 
و مهرباني با زيبائي يک‌سان شود.
 
روزي که ما دوباره براي ِ کبوترهاي ِمان دانه بريزيم...
 
 
 
 
 
و من آن روز را انتظار مي‌کشم
 
حتی روزي
 
که ديگر
 
نباشم
 
کجایی ستاره عشق من ؟
 
ستاره دلم هنوز بيداري ، باز هم امشب خواب نداري
 
 
نَكنه تو. هم مثل من عاشقي ، چشم انتظاري
 
 
نكنه تو هم توو شب ها ، خسته از غبار جاده
 
 
خواب مهتابو مي بيني كه مياد پاي پياده
 
 
 
نكنه هجوم ابر ها ، تو رو هم از ما بگيره
 
 
ستاره براي بودن بودن ديگه فردا خيلي ديره
 
 
حالا كه خورشيد طلسمِ قلعه ي سنگي خوابه
 
 
تو نگو عشق ها دروغه ، تو نگو دنيا سرابه
 
 
با كدوم بهونه بايد شب و از توو كوچه دزديد
 
 
گل سرخ عاشقي رو به غريبه ها نبخشيد
 
 
ستاره ، همه غرورم ، پيش كش ناز تو باشه
 
 
 
تو بمون تا چشماي من با سپيدي آشنا شه
 
 
من اگه اسير خاكم ، تو كه جات تو آسمونه
 
 
دلخوشم به اين كه هر شب تو بياي روو بوم خونه
 
 
 
همنشين ابر و ماهي ، توي اون همه سياهي
 
 
نكنه اونقده دور شي كه ديگه منو نخواهي
 
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 2:35  توسط مریم و حامد  | 

تولد مریم خانم

خوووووووووب مریم خانم فکر کردی فقط خودت می تونی

سورپرایز کنی دیگه ؟؟؟!   

امروز شنبه ۶ خرداد تولد مدریتور با حال و
 
خوبم که جیگر منم بیده مریم  هست(البته واسه من مثل یه خواهره) ..
 
اول یه کف مرتب !
 
مریم جونم تولدتو عشقولانه ، صمیمانه ، مظلومانه ، دوستانه ،
 
با نمکانه ، خنگولانه ، وقیح.... نه نه این یکی دیگه نه !
 
خلاصه این طوریا تبریک می گم و برات بهترین آرزوها رو از خدا
 
می خوام .. که بزرگترینشم اینه که خدا یه عقلی به تو بده یه پولیم به
 
من .. البته شایدم برعکس .. خیلی دوست دارم ، ببخشید که به اون
 
خوشگلی که تو برام جشن گرفتی نتونستم بجشنم برات ..
 
یه نگاهیم به ایمیلت بنداز و کادوی منو اونجا ببین
 
 
 
 
 
 
 
 
 
                 
 
 
تولدت تو بهترین فصل و بهترین ماه و بهترین وقت ساله
  
امیدوارم تا زمانی که به زندگیت امید داری و احساس
 
خوشبختی می کنی زنده و سلامت باشی و هر روز
 
زندگیت بهتر و پربار تر از روز قبل باشه برات...بهترین
 
آرزوهامو بدرقه ی راهت می کنم...همیشه موفق و
 
سربلند باشی دوست خوبم مریم جان عزیز
 
"تولدت مبارک و ستاره باران باد "
 
              
 
 
 
 
 
 
 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 16:56  توسط مریم و حامد  | 

تولید در آمد

با عضويت رايگان در اين سايت به صورت ماهيانه  حقوق دريافت کنيد حتما اين وبلاگ رو بخونيد چون باعث دگرگون شدن زندگيتون ميشه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 16:50  توسط مریم و حامد  | 

برنامه جام جهانی

سلام دوستان عزیز !!! اینم برنامه کامل جام جهانی حالشو ببرین
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:50  توسط مریم و حامد  | 

غروب

 
 
غروب


تو میروی و انگار آسمان میداند

سکوت شبهای بی ستاره من ترانه میخواند

تو میروی و دلم را غروب میگیرد

تمام اشکهایم تو را بهانه میگیرد

به پای گریه های یک نگاه می نالد

پرنده ای برای چشم های تو میخواند

تو میروی و دلم را سکوت میگیرد

دلم برای نگاه تو هنوز هم میمیرد

دلم به پای خیال تو هنوز هم میسوزد

برای غنچه های غم شکوفه می چیند

تو میروی بدست یاد و زمانه می ماند

زمانه هم چه خوب غم به غم می بافد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:31  توسط مریم و حامد  | 

 
 
مــانــده نــگـاهـم بــه د ل پـنـجـره

تــر شــده از هـجرت تـو خـاطـره

کوچه پر از حسرت دیوانه گـیست

خــانــه تـهـی از نـفـس زنـدگـیست

بـی تـو دلـم نـیمه شـبی سوی دشت

پـر زد و آواره شـد و بــر نگـشت

لـــذ ت بــیـداری یــلـد ا تـــویـی

تــازه تــریـن رکــن تــمـنـا تــویـی

چــشــم تــو آغــاز پـــریــشـانـی ام

هــجــرت تـــو عــلــت ویــرانـی ام
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:30  توسط مریم و حامد  | 

دوستت دارم چون ...

 
 
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني

دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني

دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:28  توسط مریم و حامد  | 

روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها!

روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها!
 
دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند  حالا
 
چي مي خونند   خدا ميدونه  .....
 
 اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي
 
 خواند بخونند بايد....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:23  توسط مریم و حامد  | 

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

 
 
 
گفتی خداحافظ ..گفتم
 
خداحافظ
 
از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه

شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین

خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف
 
عشقمون

خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف
 
 عشقمون
 


حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من

...آخر جاده عاشقی تنها شدم
 
 

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

گفتی پشیمون، گفتم که هرگز

نفس بریده، دستای لرزون

اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون
 
 


غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست،
 
چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست

درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک،
 
 وقتی!! وقتی کسی نیست
 
 

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من،
 
 عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من
 

حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری،
 
 مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 0:56  توسط مریم و حامد  |