تبليغاتX
مهتاب

مهتاب

به نام او که به من آموخت دوست داشته باشم کسانی را که دوستم دارند و بگذرم از کسانی که از من می گذرند

رها کن این دل منو!!

 
 
آخه چه جور دلت اومد
 
تنهام بذاری و بری
 
آخه مگه حرفی زدم
 
 زخم زبونی من زدم
 
آره همه اش بهونه بود
 
 مسئله یار دیگه بود
 
دلت هوایی شده بود
 
 کارم از کار گذشته بود
 
برو با یارت عزیزم !!
 
رها کن این تن منو
 
الهی صد سال بشه!!
 
عشق قشنگت عزیزم
 
 
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری
 
که مثل من اسیر بشه
 
آواره از خونه بشه
 
من یه قول بهت میدم
 
یک روز فراموشت کنم
 
قلبمو سنگیش بکنم
 
عشقتوخاکستر کنم
 
اگه یه روز خواستی گلم
 
کسی رو نفرینش کنی
 
بگو مثل من بشه
 
زجر جدایی بکشه
 
 
 
برو با یارت عزیزم !!
 
 رها کن این تن منو
 
الهی صد سال بشه!!
 
عشق قشنگت عزیزم
 
رها کن این تن منو
 
 
 رها کن این تن منو
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:57  توسط مریم و حامد  | 

فیلتر شکن

inam 3 ta filter shekane toop
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:47  توسط مریم و حامد  | 

از خدا خواستم ...

 خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،


خدا گفت: نه!


رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشي.


از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد،


خدا گفت: نه!


شکيبايي زاده رنج و سختي است.


شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.


از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد،


خدا گفت: نه!


من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري.


از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد،


خدا گفت: نه!


رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.


از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد،


خدا گفت: نه!


بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا

سودمند و پر ثمر شوي.


من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه.

 
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.


از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست

دارند.


و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:44  توسط مریم و حامد  | 

غوغای عشق

بی یاری تو گذر از کوی عشاق هر گز نتوانم

از بازی دلدار غم در سینه هر گز نتوانم

گر بلبل این گلزار نگردی بی تو خزانم

از بی خبری فراغ تو چون ماه نگرانم

از دوری تو دیده من دگر نا ندارد

در ماتم کده دل دگر صبر و قرار نتوانم

چون سیل خروشانم و سنگین

بر ساحل قلبت طوفان اما نتوانم

من عاشق دیرینه ام و سودای تو دارم

بر عشق تو پایبندم و جز تو هر گز نتوانم

از دوری تو غرق رنج و عذابم

ای آرام جان دگر تاب ندارم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:33  توسط مریم و حامد  | 

باد ما را خواهد برد

در شب كوچك من افسوس


باد با برگ درختان ميعادي دارد


در شب كوچك من دلهره ويرانيست


گوش كن


وزش ظلمت را ميشنوي؟


من غريبانه به اين خوشبختي مي نگرم


من به نوميدي خود معتادم


گوش كن


وزش ظلمت را ميشنوي ؟


در شب اكنون چيزي مي گذرد


ماه سرخست و مشوش


 و بر اين بام كه هر لحظه در او بيم فرو ريختن است


 ابرها همچون انبوه عزاداران


لحظه باريدن را گويي منتظرند


لحظه اي


و پس از آن هيچ .


پشت اين پنجره شب دارد مي لرزد


و زمين دارد


باز ميماند از چرخش


پشت اين پنجره يك نا معلوم


نگران من و توست


اي سراپايت سبز


دستهايت را چون خاطره اي سوزان در دستان عاشق من بگذار


و لبانت را چون حسي گرم از هستي


به نوازش هاي لبهاي عاشق من بسپار


باد ما را خواهد برد


باد ما را خواهد برد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:32  توسط مریم و حامد  | 

بنویس نامه نویس

بنویس نامه نویس حرف های خوب خوب بنویس
بنویس وقتی تو نیستی دیگه انگار چیزی نیس
بنویس نامه نویس
اگه عاشقانه نیس حرف های بهتر بنویس
اگه خندش میگیره گریمو از سر بنویس
بنویس نامه نویس
بنویس خواستنم از جنس گل ابریشمه
بنویس پاکی من ، پاکی نور و شبنمه
همه دوست داشتنم و قطره به قطره بنویس
بنویس قصه زیاده ، ولی کاغذ م کمه
بنویس خواستن من شمردنی نیس ، بنویس
بنویس دل که به خاک سپردنی نیس، بنویس
بنویس خسته شدم ، اون قده خسته که نگو
همه دلتنگی من که گفتنی نیس،بنویس
ننویس ، نه ننویس ، هر چی که گفتم ننویس
ننویس ، نه ننویس ،هر چی دلت خواست بنویس
ننویس چون که براش نامه ها تکراری شده
چیزی از من ننویس ، فقط براش راست بنویس
نامه نویس ، راست بنویس ............ راست بنویس
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:29  توسط مریم و حامد  | 

تو را صدا كردم

تو را صدا كردم 

تو عطري بودي و نور

تو نور بودي و عطر گريز رنگ خيال 

 
درون ديده من ابر بود و باران بود

صداي سوت ترن 

 صوت سوگواران بود

 ز پشت پرده باران

 تو را نمي ديدم

 تو را كه مي رفتي

مرا نمي ديدي

 مرا كه مي ماندم

 ميان ماندن و رفتن

حصار فاصله فرسنگهاي سنگي بود

غروب غمزدگي 

 سايه هاي دلتنگي

تو را صدا کردم

 تو رفتي و گل و ريحان تو را صدا كردند
 
 و برگ برگ درختان تو را صدا كردند

 صداي برگ درختان صداي گلها را

سرشك ديده من ناله تمنا را

 نه ديدي و نه شنيدي

ترن تو را مي برد 

 ترن تو را به تب و تاب تا كجا مي برد؟

و من حصار فاصله فرسنگهاي آهن را

غروب غمزده در لحظه هاي رفتن را 

 نظاره مي كردم

 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 1:15  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها......

 
 
 
 
 
 
دلم ميگيره وقتی نيستی خونه

نميتونه بدون تو بمونه

چشام که جای خاليتو ميبينن

ميبارن آهسته و دونه دونه

وقتی ميری غصه مياد سراغم
 
 

خالی ميشن قابهای روی ديوار

حوصله خودم رو هم ندارم

دلم داره ديوونه ميشه انگار
 


وقتی ميری خونه نداره گرما

گلدون روی طاقچه گل نميده

باز ميبينم ميون باغچه انگار

رنگ گل اقاقيا پريده
 
 

پنجره ها بسته ميشن نباشی

يه وقت نری اسير سايه ها شی

ترانه های شاد و عاشقونه

غمگين و آهسته ميشن نباشی
 


سياهيا از خونمون نميرن

ستاره ها بهونتو ميگيرن

ماهيای قرمز حوض کاشی

بدون تو دق ميکنن ميميرن

باز دل شب تنگه برای چشمات

باز من ودل داريم آتيش ميگيريم

تو مهربونی آره بر ميگردی

نميذاری من و گلها بميريم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 0:33  توسط مریم و حامد  | 

تنهایی........

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید

 کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا

 صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، میخواهم

 بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟. بسوی کدام

قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟

صدای سکوت 

 

دوست خوب من ! سلام
 
گریه ها امانم را بریده اند. می خواهم حرف بزنم. دلم آنقدرگرفته است، که می خواهم به اندازه
 
هزارقرن گریه کنم. می خواهم نباشم. حس می کنم جایی ازقلبم سوراخ شده است. خسته ازتو
 
نیستم . خسته ازهیچ کسی نیستم. خسته از دوستی ها و دشمنی ها نیستم. خسته ازاین همه دوری
 
هستم.
 
فاصله آدمها نسبت بهم آنقدرزیاد شده است، که گویی کسی، کسی را درک نمی کند.کسی صدای
 
" دوستت دارم " های کسی را هم نمی شنود.همه روابط به قدر پوسته تخم مرغی ،ظریف و
 
ضعیف و شکننده شده است.
 
صداقت ،کمترخریداری دارد.معامله ،به زیور و زینت و ظاهراست. صداقت را جوابی جز
 
 ناسزاگویی های بی رحمانه هیچ نیست. جای دوست و دشمن عوض شده است. خاطر کسی را
 
 که بخواهی خاطرت را پریشان وخط خطی می کند.
 
یا باید مثل همه باشی ، یا اگر مثل کسی نباشی ، لابد مشکلی داری. یا دیوانه ات می پندارند، یا
 
عقب افتاده. بی تمدن.
 
دلم گرفته است. از خودم. از خودم، که می ترسم مثل دیگران باشم.
 
تنهایی آدمها با تعدادی ازاشیا ازجنس من یا تو پرنمی شود. جای خالی تنهایی آدمها را کسانی پر
 
 می کنند که بفهمندشان.
 
ازعشق بالاتر، دوستی است. و از دوستی بالاتر ، فهمیدن است. به عشق کسی نیاز ندارم. به
 
دوستی کسی نیاز ندارم. نیازمند کسی هستم که مرا بفهمد. مرا با همه بدی هایم. مرا با همه دارم
 
ها و ندارم هایم. مرا آنگونه که هستم بفهمد.
 
گریه ،حتی امان نمی دهد تا .....
 
بگذریم. حرف بسیار دارم. سکوت ، مرا بیشتر می فهمد تا حرف. سکوت می کنم. اینها که می
 
 نگارم ،شرح دلتنگی های من است . نه شرح دلسنگی های دوستان. من هرگز گنجشکی را برای
 
 خوردن شکار نکرده ام. هرگز خشم نکرده ام. می خواهم مثل خودم باشم. نمی خواهم کسی
 
باشم ،که کسی یا از من خوشش بیاید، یا تعریف و تمجید مرا بکند. من به تحسین کسی نیاز ندارم.
 
 دلم می خواهد کسی ، بودنم را، آنگونه که هستم تحقیر نکند.
 
بغضی سنگین سینه ام را می فشارد.نای گفتن را از من می گیرد.
 
دیروزها که نه سنم قد می داد ، نه عقلم ، نه زورم، وقتی به کارگری می رفتم سیلی بسیار
 
خوردم . ناسزا بسیار شنیدم. تا زور و زبان دست کسی می افتد سعی می کند قدرتش را نشان
 
بدهد. من از همان روزها تا حالا لبخند تحویل این و آن داده ام. هرگز دست بروی کسی دراز
 
 نکرده ام. زبان نیز.
 
وحالامی خواهم مثل همان دیروزها باشم. ساکت و سربراه. نمی خواهم نه دستم، نه زبانم بد کسی
 
 را بخواهد. یا روی کسی بلند شود.کسی را بخاطر آنگونه که هست، تحقیر نمی کنم. حتی اگر
 
 مطابق میل و سلیقه و نظر و عقیده ام نیز نباشد.
 
آنچه نمی پذیرم، زور است. حرف بی منطق است. آزادی تابلویی زیبا نیست که ازدیدن آن لذت
 
 ببرم. زهری هم اگر باشد، که دردی را درمان کند ، می نوشمش.آزادی را نه برای خود . نه
 
برای آویزان کردن تابلویش به دیوار زندگی . که برای زیستن مردانه می خواهم.
 
 
هوای درونم دلتنگ است . دلتنگ. آنچنان دلتنگم که می خوام فقط سکوت کنم. سکوت. سکوت.
 
سکوت.......
 
گاهی وقتها سکوت همه چیز است. گفته ها سیاهی دفترند . باید از بیرون دادن آنها پرهیز کرد.
 
 سکوت، سپیدی درون وحاشیه دفتراست. که نه چشم را می آزارد .نه خاطر کسی را مکدر می
 
 کند. دوست خوب کسی است که سپید های دفتردوستی ات را بخواند ، نه آنکه دائم سیاهی هایش
 
 را برایت ورق بزند.
 
هرچیزی اگردرجای خودش نباشد بد است. چه سکوت باشد، چه حرف. گاه ، حرف بد است. گاه
 
 سکوت. باید جایش را فهمید. و کسی که می فهمد ، هم برای روزهای همصحبتی ، همدم خوبی
 
است. هم برای روزهای دلتنگی .که فرونپاشی . که زیردست و پای این و آن لگد مال سوء تفاهم
 
 ها نشوی.
 
جایش را نمی دانم که درست انتخاب کرده ام یا نه. اما همینجا سکوت می کنم. ازهمین نقطه، در
 
 پایان همین سطر.

 

************************************************

 

کسی که طعم واقعی تنها بودن را نچشیده باشد از عشق هیچ نمی داند

 

 

چشم
 
     آسمان را قاب می  کنم  
             
                به تو هدیه می دهم

                                 این چشمها قابل تو را ندارند !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:1  توسط مریم و حامد  | 

دانلود آهنگهای فرامرز آصف

سلام به همه دوستان عزیزم  آلبوم جدید فرامرز آصف

حتما دانلودش کنید.

track 1

track 2

track 3

track 4

track 5

track 6

track 7

track 8

track 9

track 10

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:42  توسط مریم و حامد  | 

دانلود آهنگهای محسن یگانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:21  توسط مریم و حامد  | 

soorate falakie

salam omidvaram lezat bebarid makhsoosan onhaii
 
: ke soorate falakie mahe tavalodeshon ro kheily doost daran
 
farvardin:
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:16  توسط مریم و حامد  | 

اگه عاشق كسي.....

If you love someone,


Set her free....

اگه عاشق كسي

 شدي،

بهش نچسب، بزار

 بره

 

Shakespeare:
If you love someone,
Set her free....

If she ever comes back, she's yours,
If she doesn't, here's the poison, suicide yourself for her.

شکسپير:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره

اگه برگشت كه ماله توئه
اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!


Optimist:
If you love someone,
Set her free....

Don't worry, she will come back.

خوشبين:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره
....
نگران نباش، حتماً بر مي گرده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 1:43  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها..

 
 
 
من به تو محتاجم
 
 
مثل همیشه با رفیق قدیمی که تنهایی نام دارد 
 
 
 نشسته ام و به تو می اندیشم
 
 
  به تویی که محتاجم تا صدایم کنی
 
 
 به تویی که این این زندگی سیاه رنگ و سیاه بخت رابه سفیدی پاکی
 
 آوردی
   
به تویی که زندگی ام را از منجلاب مرگ بیرون آوردی
 
 
و طعم خوش عشق را چشاندی آری من به تو محتاجم
 
 
به تویی که سرتاسر این   زندگی را مدیون توام   
 
 
   من به تو محتاجم به تویی که اگر اینک هستم برای وجود توست
 
 
 
 
 0
 
 
 
  ای عزیز ترینم ای امید آخرینم من به تو محتاجم
 
 
 چقدر ناله ی شبانه سر دهم
 
 
 چقدر فریاد زنم که من به تو محتاجم این زندگی مرا عذاب میدهد
 
 
مرا بی تو در گرداب سختی ها غصه ها می اندازد
 
 
 و من امید بی تو عشقم زیر این غم و غصه ها  مدفون می شوم
 
 
 ای عزیز ترینم  من به تو محتاجم
 
 
   به تو عشق ات  ....به نصیحت هایت ..... به خوبی هایت ....
 
 
آری من به تو محتاجم  
 
 
 
 
0
 
  تا سفر به شهر آرزو ها کنم من به تو محتاجم تا بفهمم 
 
 
 زندگی چیست ؟ عشق چیست ؟ محبت چیست ؟
 
 
 من به  جزتو راهی ندارم
 
 
 ای عزیزم باز برگرد
 
 
 
 
 
 
 
تا دوباره روزهای خوش زندگانی را آغاز کنیم
 
 
تا دوباره معبودمان برایمان طلوعی عاشقانه سر دهد
 
 
باز برگرد چون من , امید به تو محتاجم
 
 
 به تویی که سرتاسر این  زندگی  ,این تار و پود تن , همه مدیون
 
 
توان
 
 
  آری من به تو محتاجم .....؟
 
 
 
 
 
خسته ام  از این دنیای به ظاهر زیبا
 
 
  از این مردم که به ظاهر  صادق و با وفا اند 
 
 
 خسته ام  از دوری  , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
 
 
خسته ام از این همه دروغ  و نیرنگ ... خسته ام 
 
 
آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش
 
 
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام 
 
 
 
 
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت
 
 
در میان دل مردم  نیست همش نیرنگ پیداست
 
 
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
 
 
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
 
 
سفره ی دل مردم همش دروغ است
 
 
به ظاهر پاک و صادقانه است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:39  توسط مریم و حامد  | 

اونی که می خواستم....

مریم حیدرزاده
 
بانوی پائیزی ترانه سرایی ایران
 
 
 
اونی که می خواستم....
 
اوني كه مي خواستم عهدشو شكست و 

 به پاي یک  عشق جديد نشست و

 چش روي آرزوم هميشه بست و

 پشت مه پنجرمون رها شد

 اوني كه مي خواستم مث اشك چكيد و

 تو طول راه يهو يكي رو ديد و

 صداي از ما بهتر و شنيد و

 به خاطر هيچي ازم جدا شد

اوني كه مي خواستم دل ما رو بردو

 تو راه كه مي رفت به يكي سپرد و

 تو خاطرش ، خاطره ي ما مرد و

 يكي ديگه تو روياهاش خدا شد

 اوني كه مي خواستم دل ازم بريد و

 بين گلا يه گل تازه چيد و

 به اوني كه دلش مي خواس رسيد و

 مثل تموم مردا بي وفا شد

 اوني كه مي خواستم زود ازم گذشت و

 يه روزي رفت و ديگه بر نگشت و

منكر مجنون شد و كوه و دشت و

منكر عشق و بودن با ما شد

 اوني كه مي خواستم زير قولش زد و

با يكي ديگه پيش من اومد و

 به خاطر اون به ما گفتش بد و

 عزيز تر از ديروز و از حالا شد

اوني كه مي خواستم شدش از ما سرد و

 پيغام دادش كه ديگه برنگرد و

 بد بودن ما رو بهونه كرد و

 غيبش زد و يك دفعه كيميا شد

اوني كه مي خواستم ما رو بد شناخت و

 هستي شو پيش يكي ديگه باخت و

 قصر من و با يكي ديگه ساخت و

شكر خدا باز ولي پادشا شد

اوني كه مي خواستم من و داد به باد و

رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و

 زد زير عشقش تا يادش نياد و

 اسم منم جز آدم بدا شد

اوني كه مي خواستم من و زد كنار و

 خزونشو يه جوري كرد بهار و

قايم شدش تو يه عالم غبار و

 تقدير ما مثل موهاش سيا شد

اوني كه مي خواستم آخرش گم شد و

 بازيچه ي چشماي مردم شد و

 وارد عشق صد و چندم شد و

 توي خيال كس ديگه جا شد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 0:54  توسط مریم و حامد  | 

خدایا

 
 
تعبیر عشق
 
زندگي را مي توان درغنچه ها تفسير کرد
 
با نگاه سبز باران عشق را تعبير کرد
 
 زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود
 
کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد
 
همچو شبنم چشم را درچشم شقايهاگشود
 
طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد
 
زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم
 
با وضوئي با دعايي با  خدا  تقدير کرد
 
 
کاش ميشد لحظه ها را قاب کرد 
 
                                         روزهاي تيره را خواب کرد....
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:50  توسط مریم و حامد  | 

به تو تقدیم ...

بـا تـو آغــاز مـي کـنـم خـوب مـن بـه نــام تـو

مـي نـو يــسـم قــصــه اي تــازه از الهـام تـو


اي شروع دلـپــذيـر مثل خورشـيد بي نـظـيـر

به تو تـقـديـم مي کنـم عشـقو از مـن بـپـذير


اي قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه

مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم


در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه

قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم



اي طـلـوع مـــاندگار گـل هـمــيـشــه بــهــار

به تو تقديم مي کنم هر چه هست در روزگار


گفتـه ها ناگفـته هـا هـر چـه هست در باورم

بـه تــو تــقــديــم مـي کــــنـم آرزوي آخــرم


اي قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه

مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم


در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه

قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:36  توسط مریم و حامد  | 

یاد اون روزا...

یاد اون روزا
 
 
 یــاد اون روزا بـه خـیر
 
 
 روزای خــوب و قشنــگ
 
 
روزای عــاشــقیــمـــون
 
 
لــحـظـه هــای رنــگــارنـــگ
 
 
یـــاد اون چــشـــمــا بــه خـیر
 
 
چــشــمــای پـــاک و نـــجــیب
 
 
اونــــا کــــه هـیـچ چـیـزی رو
 
 
 بـه غـیر از، چـــشمام نمیدید 
 
 
یـــاد اون دســتـا بـه خــیــر
 
 
دســتـای نــرم و لـــطـیـف
 
 
چــــه نـــوازشـــها کـه اون
 
 
روی مـــو هــام مـــی کـشیـد
 
 
یـــاد اون روزا بــه خـــیر
 
 
یـــاد اون روزا بـــه خــیر
 
 
حــالــا کـــه سرنوشــتـمـون
 
 
ایـــن جـــوری شـــدن جـــدا
 
 
دل تـــو مـــیــخـواد بـــشـــه
 
 
بـــا کـــســی دیــــگــه آشـنا
 
 
تـــو داری خوشبخت مـیـشی
 
 
زیـــر ایـــن چـــرخ کـــبـود
 
 
اگــــه  غیراز ایــــن بـشـه
 
 
دیـــن تــو ، به من چه سود؟
 
 
نـــــکـــنــه یـــه روز دیـگه
 
 
بــــیــای فقـــط نـــگـام کـنـی
 
 
مــن از تــو چـشـمات بـخـونم
 
 
از رفــــتـــنـــت ، پــشیـمونی
 
 
اون وقـت خودت خوب میدونی
 
 
مــــن حــــلـــالــــت نــمـیـکنم
 
 
حــتـــی اگــــه داد بــــزنـــی
 
 
کـه مـیـخوای پــیـشـم بـمـونـی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:30  توسط مریم و حامد  | 

اگر...

اگر به راستی می خواهید روح مرگ را ببینید ، دروازه دل خود را به
 
 روی زندگی باز کنید. زیرا که زندگی و مرگ یک چیزند ، چنان که  
 
رودخانه و دریا هم یک چیزند.

ترس شما از مرگ لرزش جان آن چوپانی ست که در برابر پادشاه 
 
ایستاده است تا دست تفقدی برشانه اش بگذارد . آیا چوپان در زیر
 
 لرزش خود شاد نیست از این که نشان پادشاه را بر تن خواهد داشت ؟
 
 و با این همه آیا او از لرزش خود آگاه نیست؟

زیرا که مردن چیست، مگر برهنه ایستادن در باد وآب شدن در آفتاب ؟

و نفس نکشیدن چیست ، مگر آزاد نکردن نفس از جزر و مد بی قرار ،
 
 چنان که بالا برود وبگستردو بی هیچ مانعی خدا را بجویید؟
 
جبران خليل جبران         
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 14:16  توسط مریم و حامد  | 

عکس

سلام عزیزان

امروز براتون چندتا عکس از بازیگران هندی گذاشتیم

امیدواریم خوشتون بیاد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 13:50  توسط مریم و حامد  | 

بی تو...

 
 
بی تو امشب....باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم 
 
 پيش تو و گفتم: که خسته ام از همه چيز و همه
 
 کس .....به تو گفتم و های های گريه کردم... زار
 
زار ناله کردم ....گفتم اينجا غصه دارم.... هيچکس
 
 را هم ندارم.... ازهمه چيز وهمه کس من گسستم  
 
با همين دستهای بسته ام ...مثل اينکه کودک هستم...
 
 از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی
 
و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها
 
 بستم.....
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 0:31  توسط مریم و حامد  | 

when a girl & when a boy

وقتي يک دختر حرفي نميزند

   
 

ميليونها فکر در سرش مي گذرد
 

 

وقتي يک دختربحث نميکند

   
 

عميقا مشغول فکر کردن است
 

 

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

   
 

يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
 

 

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

   
 

يعني اصلا حال خوبي ندارد
 

 

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

   
 

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
 

 

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

   
 

آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
 

 

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

   

 

توجه تو را طلب مي کند
 

 

وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد

   

 

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
 

 

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

   

 

يعني واقعا دوستت دارد
 

 

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند

   

 

يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
 

 

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

   

 

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
 

   

 








 

وقتي يک  پسر حرفي نمي زند        

 

 

 

حرفي براي گفتن ندارد
 

 

وقتي يک پسر بحث نميکند

 

 

 

حال وحوصله بحث کردن ندارد
 

 

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند

 

 

 

يعني  واقعا گيج شده است
 

 

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم 

 

 

 

 يعني واقعا حالش خوبه  
 

 

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود

 

 

 

دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
 

 

وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره.

 

 

 

آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
 

 

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند

 

 

 

او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
 

 

وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد

 

 

 

 بدون که براي همه "فوروارد" کرده
 

 

 وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم

 

 

 

دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود]
 

 

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند

 

 

 

تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
[ دنبال يکي ديگه  نره البته شايد........] 
 

 
   
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:18  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها...

 
 
 
 
من به یک هراس  همیشه
 
 
  طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را بی دلیل بر باد داده ام
 
 
  بعد از این دیگر نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
 
 
 
  و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته
 
 
 
  سوار سفید پوش قصه های ناگهان کسی خواهم شد
 
 
 
  من به آخرین سطر نانوشته هايم می اندیشم
 
 
  به جایی که این همه واژه با یک نقطه عاقبت غروب می کند
 
 
 
هر چه از
 
 

 الفبای تو حرف برمی دارم تا تمام شوی
 
 
 
  لابه لای این همه خطوط  مبهم و واژه ندیده دوباره از سر سطر آغاز می شوی
 
 
 
  با این همه هنوز هم به تقدس تند یک حس عاشقانه مثل همیشه دوستت دارم
 
 
 
  اما باور کن نمی دانم به کجای این قصه باید عادت
 
 

 کنم
 
 
 
  وقتی تو عاقبت می روی و من دوباره در هيچ گم می شوم
 
 
 
  سرما از تلاقی گیج زمین و زمان خط  می خورد و این قصه
 
 
  دوباره از نو با سلام آشنای بهار تا به تا می شود
 
 
 
 
 
 
  هر چند ديگر حرف دل از قلم پیدا و پنهان واژه های آغاز فصل افتاده
 
 
  اما هنوز هم شعر شکوفه شعر دیگریست
 
 
  بياييم سبزی این الفبای تازه را به بغض قافیه های سربی تاخت نزنیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 0:27  توسط مریم و حامد  | 

کاش...

کاش... 

 

 

              
ای رهگذران گوش
 
       
          آشفته دلی هست در این خلوت خاموش
 
                          
                  او زاده غم بود ز غم های جهان گشت فراموش...
 
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:8  توسط مریم و حامد  | 

چه زيبا خواهد بود ...

چه زيبا خواهد بود                                                 


اگر ترا دلتنگي هايي باشد


از نوع من


دلم مي خواهد احتياجم


نيازم


درد خفه شده ي سينه ام را             

    
همان قدر احساس كني


كه گويي احتياج توست


نياز توست


درد ريشه دوانده در وجود توست


كوتاه سخن


دلم مي خواست


"
تويي " نبودي


تو ، من


و


من ، تو بوديم

 

شايد آن وقت اين روح سركش آرام مي گرفت


و


جاي تمام دلتنگي ها را يك چيز پر مي كرد


 
بي نيازي

 
نيازي از همه چيز و از همه كس


حتي از انديشيدن


انديشيدن به خوبي ها و عشق ها


آري حتي به عشق ها


چرا كه وصل من و تو


حادثه اي خواهد آفريد


در فراسوي واژه ي عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:0  توسط مریم و حامد  | 

دانلود آهنگهای کورس

سلام دوستان خوبيد

براتون البوم جديد کورس را به نام عاشق ترين براي دانلود گذاشتم که دانلود کنيد موفق باشين

خداحافظ


 

 

براي دانلود آهنگها روي آهنگها کليک راست کنيد و Save Target as رو بزنيد.

 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:46  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها

 
 
 
به دل طوفاني من خدا نگاهي نداره
 
 اين کشتي بي ناخدا راهي به جایی نداره
 
 تو آسمون شهر من فقط دل ابرها پره
 
 هيچ ابري بارون نميشه
 
غصه من رو ميخوره
 
 
 
 
 
 
عاشق بادم نميشم  آخه اون ام رفينیه
 
 
یاد نوازش هاش فقط رو صورت ام موندنيه
 
 
با هرکي هم قدم ميشم آخرراه جداييه
 
 
به هرکي دلبسته ميشم عاقبتم تنهاييه
 
 
 
 
 
 
عشق  پرنده ام ديگه تو قلب من جا نداره
 
 
خودش ميره پروازشب  تنهايي رو  برای من جا ميذاره
 
 
اگر به جاي چله چله هوای کوچ رو ميديدم
 
 
رفتنتو ميفهمیدم  کاش حرفهاتو می خريدم
 
 
 
 
 
 
پاکي چشم سار و آب هنوز تو خونم جاريه
 
 
خودش ديگه دریا شده ،اما زلالش باقيه
 
 
اگه به جای رودخونه صافي آب رو ميديدم
 
 
 رفتنت رو ميفهمیدم
 
 
کاش حرفاتو مي خريدم
 
 
کاش حرفاتو مي خريدم
 
 
 
 
 
عاشق شب بودم ولي !!حالا برام تاریکي
 
 
گفتن دردهای دلم حکايت از غريبيه
 
 
کاشکي  به جاي گفتانت، سکوتش رو مي فهميدم
 
 
صدای عاشقهاش  من ،تو دل شب نمي شنيدم
 
 
خيال ميکردم تو چشات، صحبت سرعشق منه
 
 
غافل از اينکه اون چشات، آينه چشم منه
 
 
 
 
 
 
کاشکي به جاي اون نگاه، عکس چشاي اون بودم
 
 
آخه! دلت جاي ديگه است، کاشکی به جای اون بودم
 
 
آخه! دلت جاي ديگه است، کاشکی به جای اون بودم
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:48  توسط مریم و حامد  | 

کارت...

سلام دوستان عزیز

اینم چندتا از کارتهای دوست داشتنی

امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

 Be Happy ..  
 
Take Your Beloved In Your Arms..., Cute Hugs Electronic Cards

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:11  توسط مریم و حامد  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:10  توسط مریم و حامد  | 

فلش

سلام بر همه  

اینم یه فلش دیگه

امیدوارم خوشتون بیاد

http://204.15.8.180/flashf/marjan.html

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:6  توسط مریم و حامد  | 

یه فلش زیبا

سلام    امیدوارم خوشتون بیاد 

http://www.sargarmi.com/cards/monkey%20love.swf

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:41  توسط مریم و حامد  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:37  توسط مریم و حامد  | 

دانلود

سلام دوستان عزیز

از لینک زیر میتونین برنامه کرک یاهو مسنجر ۷ و ۵/۷ رو دانلود کنید

که میشه باهاش همزمان با چند تا آیدی on شد.

Download Multi ID Login Messenger now

  • Patch Yahoo! Messenger is used to chat with multi nickname and chose alway idle when U chatting

لینک بعدی هم برنامه ای هست که در صورتیکه پشت میز کامپیوتر نباشین میتونین تنظیمش کنین

تا بصورت خودکار به کسانی که بهتون pm میدن جواب بده.

Download A4Y!M now 

  • A4Y!M is used to auto answer Chat friends when you have to be away from your computer
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:18  توسط مریم و حامد  | 

یکسری جک دیگه.......


1-ye rashtie mire khoone mibine zanesh tanhast 2taii mizanan zire khande!

2-tork 2 ta bolook simani ro gozashte roo dooshesh dashte miborde balaye sakhtemoon. sahab karesh behesh mige: to ke forghoon dari chera ina ro mizari roo koolet? torke mige: ilada oon dafe ba forghoon bordam milehash poshtamo aziat kard!

3-2 ta torke miran soorakhe layeye ozono bedoozan khodeshoon gir mikonan oonvar!

4-be torke migan ye hadis begoo mige "adabada dadabada dada" migan in che hadisiye? mige: be revayat az "ali ashghare shirkhare"!

5-ye rooz ye rashti mire heyat heyat mire khooneye rashtiye!

6-be mashhadiyeh migan mobileto bedeh zang bezanim. migeh:in MOBILE TOBILE ke nist!

7-torke zanesho mikosheh mireh marhaleyeh bad! bad ke bar migardeh mibineh zendast! midooni chera? chon SAVE NAKARDEH BOODEH!

8-Be torke migan ba "Hoseyn e fahmideh" jomle besaz, mige: fekr mikonam hasan goozideh, hoseyn fahmideh!

9-ye rooz ye torke ro bargh migire, hamintor ke dashte milarzide (az babate jariyane bargh), doostesh mige: afarin afarin velesh nakon, hamin bood babato kosht!

10-yaroo mire oon donya namaazesho hesab mikonan ke bere beheshto az in harfaa mibinan 45678.04 rokat namaz khoonde az fereshte haa miporse akharesh cheto 0.04 dar oomade maa ke kamatar az 2 rokat nadarim fereshte haa behesh migan chon gheblat gahi oghat kaj bood dar cosinuse(a) zarb kardim raghame ashaari daroomad!

11-torke axe goorekhar be divaresh zade bood, porsidan in kie? gof babame moghei ke too Yuventus bazi mikarde!

12-Mosabeghe 20soali: ye rooz az torke miporsan on kodom peyghamr bood ke kashti dasht? torke mige lotfan rahanameei... migan hamooni ke kashtiye choobi dasht... torke mige bishtar rahnamaeei konid... migan hamooni ke az har heyvoni 2ta ba khodesh mibareh... torke mige ahhhha haala fahmidam hazarate yoogi va doustan bood!

13-ye rooz do ta peyghambar dashtan miraftan ye 100 tomani peyda mikonan ke saresh dava mishe avali mige tas bendazim har ki bishtar ovord male oon, oon yekiyam mige bashe bad mindazano avali miyare 6 dovomi mindaze 7 miyare bad avali mige khak be saret, bara 100 toman mojeze kardi?!

14-be torke migan ye pestan dare bi dandoon nam bebar mige bibim!

15-torke miofte too joob mikhaste zayeh nashe seda ghooti dar miare ta ahkare joob mire!

16-torke zang mizane khone rafighesh mige:ghazanfar bebin man lahji daram??rafighesh mige:are,mige : pas gaht kon dobare migiram!

17-ye rooz ye masihie mimire, bad mibaranesh tooye ghabrestoone mosalmoona dafnesh mikonan, bad az modati shab miad be khabe zanesh va mige khanom jan bia mano az inja bebar, zane mige barae chi, masihie mige in hamsaye man sobh be sobh ke mishe lagad mizane va mige to lebas tanete pasho boro noon begir!

18-ye torke namaz ghaza ziyad dashte, zire ja namazesh karbon mizare!

19-torke esme bachasho mizare NERKH miporsan esm ghahti bod? mige akhe mikham rooz be rooz taraghi kone!

20-Rezazade mikhad vazne 1000 kiloo bezane hazrate abolfazl behsh zang mizane mige rooye man hessab nakon!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:21  توسط مریم و حامد  | 

معني عاشق شدن رو آخرش هم نفهميدي

معني عاشق شدن رو آخرش هم
 
نفهميدي
 
 
نقشه های طلایی
 
قول های بی حساب وکتاب
 
قرارهای یواشکی
 
ساعت های پر تب وتاب
 
 
 
خيال کردم نباشی دنیا به آخر ميرسه
 
اگه یه روز بری سفر عمره من هم سر میرسه
 
بازی دیگه تموم شده به آخر خط رسيدیم
 
معني عاشق شدن رو آخرش هم نفهميدي
 
یادش بخیر اون روزها که خواب رنگی میدیدم
 
 
من بودم و توبودی و  هزار تا وعده و وعید
 
قصه ما به سر رسیده دنیا به آخر نرسيد
 
دل که پا بند تو بود از تو وعاشقی بريد
 
بازی دیگه تموم شد به آخر خط رسيديم
 
معني عاشق شدن رو آخرش هم نفهميدي
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:22  توسط مریم و حامد  | 

در انتظار کسي باش که

find a guy who calls you beautiful instead of hot

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت


who calls you back when you hang up on him

کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني


who will stay awake just to watch you sleep

کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند


wait for the guy who kisses your forehead

در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسد[حمايتگر تو باشد]


who wants to show you off to world when you are in your sweats

کسي که مايل باشد  حتي  در زماني که درساده ترين لباس  هستي تورا به دنيا نشان دهد


who holds your hand in front of his friends


   Click Here & Join Us
       To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com

کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد


wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you

در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و

چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد


wait for the one who turns to his friends and says that's her

در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش  بگويد اون خودشه[همان کسي  که مي خواستم]

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:57  توسط مریم و حامد  | 

دانلود آهنگهای آمو

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:51  توسط مریم و حامد  | 

سلام

سلام بر معشوق
كه چهره اش قمر و چشم او ستاره ي اوست
سلام بر عشق
كه قطره قطره ي اشك شبانه چاره ي اوست
به چشم يار سلام
كه سوز ما ز نگاه وي و شراره ي اوست
سلام من به سپهر
كه زينت شب ما ابر پاره پاره ي اوست
به شب سلام سلام
كه هر ستاره ي رخشنده گوشواره ي اوست
سلام بر شبنم
كه غنچه بستر و گلبرگ گاهواره ي اوست
سلام بر فرزند
كه راحت دل ما ديدن دوباره ي اوست
سلام بر مادر
كه ديده ي همگان عاشق نظاره ي اوست
به كردگار سلام
كه خلق عالم و آدم يه يك اشاره ي اوست
به حق سلام
كه هر جا طلوع زيباييست
نشان نعمت و الطاف آشكاره ي اوست
 
Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 2:4  توسط مریم و حامد  | 

یه عمری ...

یه عمری یاد دادن به ما مرد نباید گریه کنه


باید بریزه تو خودش دردو تو دل چاله کنه


اخم و سبیل و ادعا شده بلای جونمون


جوری شده که یار دیگه راضی شده به خونمون


یه عمری یاد دادن به ما بهش نگو دوسش داری


حتی اگه به خاطرش شبارو تا صبح بیداری


این اشتباه بود و بازم به اخم و تـخمم می نازم


من می خوامش ولی حالا اون متنفره ازم


یه عمری عاشقش بودم نگفته موند حرف دلم


این روزا احساس میکنم که آب شده برف دلم


مگه چه اشکالی داره بهش میگم دوسش دارم


خوب آره این حقیقته می ترسی چی؟کم بیارم


می ترسی که چطور بشه؟بهش بگو دوسش داری


خوب آره این حقیقته می ترسی چی؟کم بیاری


اخم و سبیل و ادعا شده بلای جونمون


جوری شده که یار دیگه راضی شده به خونمون

 

یگانه کس تنهایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 0:7  توسط مریم و حامد  | 

آرزو دارم

آرزودارم بگيرد آفتي زيباييت را


تا كه همچون من بگيري ماتم تنهاييت را


آرزو دارم ببينم در عذاب بي وفايي


اشك غم در چشم همچون آهوي صحراييت را


بشكند قلبت الهي اي كه قلبم را شكستي


اي خدا سامان نگيرد عهد و پيماني كه بستي


خنده بر اشكم زدي با خود پسندي


آرزو دارم تو هم هرگز نخندي


سادگي كردم اگر دل بر تو بستم


ساده بودم ساده بر خاكم فكندي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 0:5  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها

فكر ميكردم آنقدر از نگاهم بيزار شده ای
 
 كه دور دور رفته ای
 
 اما دور شده بودي تا پا به پا شدنت را نبينم
 
 و اشكهاي خداحافظي را
 
 
 
 
براي رسيدن به تو

پا پيش گذاشتم

خودم را قسمت كردم

تو را سهم تمام روياهايم كردم

انصاف نبود

تو كه ميدانستي با چه اشتياقي

خودم را قسمت ميكنم

پس چرا

زودتر از تكه تكه شدنم

جوابم نكردي

براي خداحافظي

خيلي دير بود

خيلي دير
 
 
 
 
هــــوا آفتـــــابي سـت

مرا زير چتــر خود ببر

فقط زير چتـــر تـو

باران مي بارد !
 
 
 
 
دست خالي به خانه خدا رفتم

خدا هم دستهاي خاليم را

با دستهاي تو پر كرد
 
 
کم کم وقت خداحافظی از عشق تو رسیده
 
  هواي تازه ی تنها يی ها از راه رسيده
 
 بغلم کن آخرين بار
 
وقت رفتن رسيده
 
ولی رفتنی که برگشتن آن نزدیک است
 
يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم
 
که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم
 
يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه
 
يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم
 
وقتی دلم  تنگ تو شد
 
غم تو  توشه ی راهمه
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:16  توسط مریم و حامد  | 

بهش بگو ....

 
بهش بگو
 
 
برای یک بار هم شده ، چشماتو رو هم میذاری؟
 
پیش خودت فکر بکنی ، چقدر اونو دوسش داری؟
 
 
برای یک بار هم شده ، خوبیهاشو حدس میزنی؟
 
پیش خودت فکر بکنی ، دلش رو هرگز نشکنی؟
 
 
برای یـک بـار هم شده ، اشکـا شـو یـادت مـیاری؟
 
پِیــش خودت فــکر بکـنی ،  هر گز اونا رونـبـیـنـی؟
 
 
برای یک بار هم شـده ، دسـتاشو خــاطــر مــیا ری؟
 
پـیـش خودت فکــر بـکنی ، نوازشـها از اون دیــدی؟
 
 
بــرای یــک بـار هـم شــده، وجودشــو بـــاور داری؟
 
پــیش خـودت فـکر بکـنی، بـدون اون چــی کم داری؟
 
 
 (( بــرای یـک بارهـم شـده، ((بهش بگو دوسش داری
 
پیش خودت هـی فکر نکن، این بار زمان رو کم داری
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:14  توسط مریم و حامد  | 

زن ذلیل

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:10  توسط مریم و حامد  | 

عکسهای مختلف

Image hosting by TinyPic
مريم خواننده لبناني

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:2  توسط مریم و حامد  | 

يادته؟

 
 
 
يادته؟
 
اون روزا يادت مياد؟
 
روزاي عشق قشنگ و پاکمون يادت مياد؟
 
يادته، تو کوچه باغ گل ناز
 
توي اون سراب رنگي
 
پشت ديوار بلور خنده ها
 
تو تبسم قشنگ  لحظه ها
 
با يه دنيا آرزو ،
 
يادته همديگرو صدا زديم؟
 
يادته،با عطر پاک گل ياس
 
با يه دسته گل مينا
 
با چه رمز و راز خوبي
 
با هم آشنا شديم،عاشق پاک هم شديم؟
 
يادته که اون روزا،
 
چه عاشقانه پيش هم
 
دستامون برگ آي آرزومونو
 
توي قلب پاکمون ،ورق مي زد؟
 
کاشکي بودي و باهم
 
از اون روزا حرف ميزديم!
 
دلامونو تودل همديگه فرياد ميزديم!
 
يادته کنار اون جنگل سبز
 
زير مهتابي چشماي قشنگ و عاشقت
 
پشت اون کلبه کوچيک ،لب رود
 
مثل پروانه و شمع عاشقي
 
تو حضور گرم و آرامش هم
 
با ستاره ها ،هم آشنا شديم؟

يادته تو آسمون چشم تو
 
مثل اون کبوتر حرم شدم؟
 
توي پرواز قشنگ آرزو
 
يادته ستاره چين شب شدم؟
 
يادته سبد سبد ستاره رو
 
روي موهاي قشنگت پاشيدم؟
 
يادته از اون روزا؟
 
اون روزا يادت مياد؟
 
کاشکي بودي و ميديدي!
 
کاشکي  بودي و باهم
 
تو چشم هم زل ميزديم!
 
عشق پاک دلامونو
 
توي اين ويرونه فرياد ميزديم!
 
ميدونم که اون روزا يادت مياد!
 
ولي هرگز نميدونم که چرا
 
بيخبر گذاشتي رفتي؟
 
بال و پرازمو بستي
 
دل غمگين منو شکستي رفتي
 
ديگه هرگز نميدونم که چرا
 
تو شبا ستاره پيدا نميشه؟
 
ديگه هيچ گلي تو سينه ام
 
مثل اون روزا که بودي
 
شاد و شاداب نميشه
 
تو دلم وا نميشه!
 
ديگه اين دل واسه من دل نميشه
 
ديگه فرياد رس و فرياد نميشه!
 
خيلي وقته، نميدونم چي شده؟
 
نميدوني تو دلم چه آشوبي برپا شده؟
تو که رفتي ،
 
توي اين باغ کبود
 
زير آسمون اين شام سياه
 
بال و پرواز کبوتري نديدم بخدا
 
آخه از وقتي که رفتي
 
آسمون بخت من سيا شده
 
ميدونم من،
 
ديگه آسمون اين دل
 
 برا من وا نميشه
 
دل من تو آسمون کاغذي
 
روي پرده هاي رنگي
 
شبا بي تو ،ديگه آروم نميشه
 
ديگه اين دل ،ميدونم من،
 
واسه من دل نميشه!
 
ميدوني که آه سرد قلب من
 
توي اين شباي تنهايي و غم
 
ديگه بارون نميشه؟
 
ميدوني؟من ميدونم!
 
ميدونم که سرنوشت تلخ من
 
واسه عاشقاي امروزي تو
 
درس عبرت نميشه!
 
ميدونستي؟...،ميدونم من...!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 13:15  توسط مریم و حامد  | 

خيلي دلم

خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته


آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته


از ماه مي پرسم عاشقي يه قفسه يا نفسه


انگار که اين چشماي خيس هر چي ديده ديگه بسه


وقتي که گريه مي کنم سرم رو شونه ي شبه


ستاره ها رو ميشمرم نگام توخونه ي شبه


مي خوام که باد از تو بگه که از همه دنيا سري


بياي و مثل آرزو بموني از پيشم نري


تو رو بهونه مي کنم ترانه هام جون بگيره


رگاي خشک زندگيم با عشق تو خون بگيره


خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته


آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:7  توسط مریم و حامد  | 

تقدیم به بهترین عزیزم ...

 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:3  توسط مریم و حامد  | 

بی تو

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:0  توسط مریم و حامد  | 

عاشقانه ها

 
 
چه دلتنگم برای تو..برای چشم غمگینت..برای بیقراریهات..حسادت های شیرینت..بگو یادت
 نرفته منو یادت نرفته..یادته؟
 
 ...یادته چه حالی داشتم..یادته ..لحظه ی دیدنت..آروم نداشتم یادته؟
 
چه روزا و چه شبهایی که با یاد تو سر میکنم..تو هستی همه هستیم..
 
بگو بگو که هنوز یادته...
 
 
 
یادته روزای عاشقی یادته؟؟؟؟؟؟؟
 
یادته اون روزا ... بگو که خوابت نرفته...
 
تو شبهاتو بی من سر میکنی ..و من بی تو..!
 
هنوز یادت نرفته ...منو یادت نرفته ..میدونم..
 
یادته ..یادته..یادته..یادته..یادته...
 
 
 
از خدا خواستمت..نه از خودت..
 
اگه یه روزی ترو ازم بگیره هیچی نمیتونم بگم چون خودش ترو داد و خودشم گرفته..
 
 
اگه یه روزی نشه که دیگه باتو باشم ..
 
میام اینجا فقط مینویسم: خدا نخواست ما باهم باشیم...
 
ولی بدون اون روز روز مرگ عشق منه..
 
 
 
 
من نمیبینمت..میروم  فرسنگها فرسنگ دور..!   ولی همیشه دعات میکنم..
 
این عبارت رو با تمام وجودم حس میکنم :
 
دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه
 
 که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت
 
بغلش کنی..
 
 
 
 
ناراحت نیستم الان دارم لبخند میزنم..
 
خوشحالم !
 
نه از اینکه دوری و غیره...
 
نه نه..!
 
 
 
 
 
از اینکه ترودر رویا دارم...از اینکه کسی دارم که در رویام دوستش داشته باشم و در رویایم
 
بغلش کنم ...!
 
 من تصمیم گرفتم غصه نخورم..با امید برم جلو..! چون اسمم امید هست وبین همه سمبل امید
 
 درزندگی هستم
 
امید ..امید ..امید..امید..امید..امید..امید..امید..امید...انرژی + ..انرژی + ..!!
 
شاید این تلقین ها کمی بهم کمک کنه..!
 
شاید تورو دیگه نبینمت..
 
من باید قوی باشم..
 
من قوی ام..
 
من مبارزه میکنم..
 
من سرشار از انرژی هستم..
 
من تحمل میکنم..!
 
من گله نمیکنم از دوری از دلتنگی..از نبودنت...
 
من میتونم من باید بتونم عزیزم..!
 
شبی که از عشقم پرواز  داشتی احساس میکردم یه تکه از وجودم پر زد و رفت ..رفت  
 
 چون که دوستت دارم ..تا آخر دنیا حتی اگه قسمت من نباشی..!
 
takderakht 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 1:14  توسط مریم و حامد  | 

زمانی...

 
 
زمانی فرا می رسد که به عشق رسیده ای و زمانی فرا می رسد که به ورای عشق می رسی..زمانی فرا می رسد که پیوند می یابی واز این پیوند لذت می بری .و زمانی خواهد رسید که تنهایی و از زیبایی تنها بودن لذت می بری..اری هرچیز و هرزمانی زیباست
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 0:47  توسط مریم و حامد  | 

مطالب قدیمی‌تر